IranGuard
Toggle sidebar
Log in

وقتی با باد می‌چرخند؛ قصه‌ی فرصت‌طلبی و دو‌رویی

M.M.Azizi
Politics 11 hours ago
4 16 0
یه سری آدما هستن که تا وقتی فضا آرومه و هزینه‌ای تو کار نیست، از همه جلوترن. استوری می‌ذارن، حرف‌های قشنگ می‌زنن، خودشونو «صدای مردم» معرفی می‌کنن. ولی همین که اوضاع جدی میشه، خطر واقعی میاد وسط، یهو یا غیب میشن یا لحنشون عوض میشه. انگار نه انگار دیروز چی می‌گفتن.

این همون چیزیه که بهش میگن فرصت‌طلبی. یعنی ببینی کجا سودته، همون‌جا بایستی. نه به خاطر باور، نه به خاطر وجدان فقط به خاطر اینکه ضرر نکنی. امروز با یه موج میای بالا، فردا با موج بعدی می‌چرخی اون‌ور.

دو‌رویی هم دقیقاً همین حس رو میده. یه نسخه از خودت برای وقتی که همه نگاهت می‌کنن، یه نسخه دیگه برای وقتی که پای هزینه وسطه. دیروز انقلابی، امروز محتاط. دیروز تند، امروز «بی‌طرف». و بدترین بخشش اینه که حتی توضیح هم نمی‌دی. فقط آروم روایت رو عوض می‌کنی.

حالا یه چیز مهم: ترس واقعیه. آدم ممکنه بترسه، مخصوصاً اگه قبلاً آسیب دیده باشه. اینو نمی‌شه انکار کرد. ولی فرق هست بین کسی که می‌ترسه و کسی که همیشه دقیقاً جایی می‌ایسته که براش امن‌تر و پرسودتره. وقتی این الگو تکرار میشه، دیگه سخت میشه گفت تصادفیه.

مردم از کسی که با حمایتشون بزرگ شده یه چیز خیلی عجیب نمی‌خوان. نمی‌خوان قهرمان باشه. فقط می‌خوان وقتی روزای سخته، وقتی سوگه، وقتی درد مشترکه، کامل غیب نشه. یه همدلی ساده. یه «تسلیت». یه نشونه اینکه فقط تو روزای خوب کنار ما نیستی.

آخرش هم داستان خیلی ساده‌ست: اعتماد با هزار تا حرکت کوچیک ساخته میشه، ولی با چند تا سکوتِ عجیب راحت می‌ریزه. و وقتی بریزه، برگردوندنش خیلی سخته.

آدم ممکنه اشتباه کنه، ممکنه عقب بکشه، ممکنه حتی نظرش عوض بشه. ولی حداقل اگه قراره بچرخه، بگه چرا چرخیده. این حداقل صداقته. چون چیزی که بیشتر از همه اذیت می‌کنه، خود تغییر نیست حس اینه که یکی فقط تا وقتی به نفعش بوده کنار جمع وایساده.

Comments

Please log in to add a comment or reply.

No comments yet. Be the first to comment.